تبليغاتX
Little Violin


امسال هم گذشت

شاید سالی که گذشت

خیلی هارو تنها کرد

خیلی هارو یا هم همراه

دل خیلی ها رو شکوند

دل خیلی ها رو به دست آورد

نفس های زیادی تو این سال قطع شد

چشم های جدیدی تو این سال باز شد

حرف های زیادی گفته و شنیده شد

چیزهای زیادی یادآوری و فراموش شد

هر چی بود

امسال گذشت

حالا ماهایی که موندیم

میشینیم سر سفره هفت سین

تو دلمون دعا می کنیم

که اونایی که سال هاست چشم به راهن ، آرزوشون برآورده شه

اونایی که تنهان ، غمشون تموم شه

و واسه اونایی که پرواز کردن ، دعا کنیم

عید واسه مون بهونه شده

تا بتونیم ببخشیم

این بهونه رو هم تلف نکنیم

سر سفره هفت سین

یادتون نره که دعا کنین ، و ببخشین ، چون خدا اون موقع به همه مون لبخند می زنه

عیدتون مبارک 




+ من که هستم . ولی هر کی می ره مسافرت ، مواظب خودتون باشین

+اینترنتم قطع بود !

+این هم یکی از حرفای آرشه کمکی من :

                            .....Mommy

In my dream .... you are my life

                                  .....But    

In my life .... You are my dream


+ نواخته شده درپنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 18:54 توسط مهشید |


به حماقت خودم می خندم

که چطور ارزش خودم رو تو سال های گذشته پایین بردم

و الان چطور چوب بچگی هامو می خورم

کودکی .... هه!

و الان خیلی از کودکان از من جلوتر می روند

و من هنوز هم در حسرت روزها .....

باید جبران کنم

بدون ویولن یا با ویولن

مهم لبخند خداست


+ نواخته شده درچهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 20:38 توسط مهشید |


زمستون نرو ...

هنوز خیلی از کارام مونده ...

خدا لبخند بزن ...

هنوز خیلی از دعاهام مونده ....

از دنیا عقب موندم !


+ یک نفس عمیق ... و دیگر هیچ !

+ می دونی .... آدم بدی نیستما . ولی زود خسته می شم . نذااارررر خسته شم !

+ از شما چه پنهون ... اصلا حالم خوب نیست !

+ دیوونه شدم . باور کنید !

 + با عید امسال ، حال نمی کنم

+یکی تو این دنیا نیست به من بگه آدم عاقل !!!! تو که می دونی باید چیکار کنی ، چرا داری خودتو اذیت می کنی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


+ نواخته شده دریکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 16:29 توسط مهشید |


چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد

چه خوشاتر آنکه مرغی ز قفس پریده باشد

پر و بال ما شکستند و در قفس گشودند

چه رها ، چه بسته مرغی که پرش شکسته باشد



+ یه خط قرمز ، دور همه چیز به یه نفس راحت می ارزه .

+شعر از خودم نیست !


+ نواخته شده درپنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 22:36 توسط مهشید |


این جا دوراهیه

یک روزی اینجا ، ویولن کوچکی می نواخت

تا خداوند لبخند بزند

ویولن کوچولو ، سر به هوا شد

دست خدا را ول کرد

خدایش را .... چه بگویم ؟؟؟؟؟ خدایش را گم کرد

و الان

ویولن کوچولو سر چند راهی های مختلفی ست

تا خدایش را بیابد

با کورسویی از ایمان

که بهتر است بگویم نمی بیند خدا را

گم شدم

این دو راهی ها ......

عذابم می دهند



+ در اینجا ... دروغ ممنوع !!!!


+ نواخته شده درسه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 23:12 توسط مهشید |


خدا دیدی ؟

دیشب که بات قهر کردم ، دیدی ؟

بالاخره دیدی بعد از چند ماه گریه کردم ؟

می دونستم که می تونی ، ولی فکر نمی کردم بذاری باز هم گریه کنم

خدا گفتم که جونم واسه لبخندت می ره

ولی این انصافه که لبخندو رو لبام خشک کنی ؟

ویولن کوچولو ... کجاست ؟

یه ذره جون بذار تا واسه لبخندت باز هم بنوازم

کم آوردم خدا جونم

کم آوردم

کمکم کن

کمک .... 


+ نواخته شده دریکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 21:1 توسط مهشید |


به سربالایی رسیدم

این جاده طولانی شده

ویولن کوچولو کو ؟

یه ویولن و یه آرشه

واسه این که خدا بخنده

دارن خودشونو می شکنن

دعا کن ... دعا ...


+ نواخته شده درپنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 11:13 توسط مهشید |


بی حواس نمی گویم خدا

که از این مردم پر رنگ و ریا ، خسته شدم

از منطق های یک بعدی و رویاهای سه بعدی

از این مردم زمینی ، که وصل به خاکند ، خاک طلا

آن هایی که روح را تن کردند ، نه آنکه تن را روح

از افکار پریشان حال و سردرگمشان

که بیراهه و هرز می پرند

از دوست ها....

از اینکه هر دم به پشت نگاه کنم

نکند خنجری بر من فرود آید

خدایا ، خسته ام

معامه ای کن با من

روحم را بگیر

و به من آرامش بده


+ بخونین !


+ نواخته شده دردوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 20:35 توسط مهشید |


زشته ....

به خدا زشته این همه فکر منحرف ...

آخه منو چه به عروس و داماد شدن ؟ ها ؟؟؟؟؟؟ 

امروز من یه کاااااااااااااری می خواستم بکنم . می خواستم با موفقیت انجام شه

قربون همه تون ، خیییییییلی خوب انجام شد

ولی اون آخرا یکی فکر کنم نفرین کرده بود ، یه کم اوضاع به هم ریخت

در هر صورت ......

1. مرسی از دعاهاتون

2.مرسی از افکار منحرف و خاکی تون ، مخصوصا پیرمردها !!!!!!

3.پست قبلی التماس دعا بود ، خیلی توش احساسات نبود( مخاطب خاصصصص !)

4.هیچ کار بدی نکردم

5. به علت بعضی از افکار .... که فکر می کنن من چیکار کردم ، کامنت دونی تعطیل


+ نواخته شده دریکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 19:56 توسط مهشید


محتاج لبخند توام

فردا خیلی روز مهمیه

خدایا

لبخند بزن

نذار گریه کنم

واسه م دعا کن .... 


+ نواخته شده درشنبه سوم اسفند 1387ساعت 14:46 توسط مهشید |